أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
136
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آنگاه در گورستان رفت و گفت : « السّلام عليكم يا اهل القبور أموالكم قسمت و دياركم سكنت و نساءكم نكحت » مالهاى شما را قسمت كردند و در سراهاى شما ساكن شدند و زنان شما را بشوى « 1 » دادند بنزديك ما اين خبر است بنزديك شما چه خبر است ؟ - هاتفى آواز داد كه : ما اكلنا ربحنا و ما قدّمنا وجدنا و ما خلّفنا خسرنا ، آنچه بخورديم سود كرديم و آنچه از پيش فرستاديم يافتيم و آنچه بگذاشتيم زيان كرديم پس چون مكنت و فرصت دارى كارى كن پيش از آنكه در آن بر تو بسته شود و نتوانى . ربّ ريح لأناس عصفت * ثمّ ما ان لبثت ان سكنت و كذاك الدّهر فى أطواره * قدم زلّت و أخرى ثبتت هر چه كردى ضايع نگردد كه بدان دانا و بيناام . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 111 ] وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 111 ) جهودان و ترسايان با آنهمه مخالفت و دشمنى كه در ميان ايشان بود چون رسول صلى اللّه عليه و آله بنسخ شرع ايشان آمد او را دشمنى از خود قويتر ديدند و دانستند با يكديگر دوستى آغاز نهادند و كينههاى ديرينه را از سينههاى خود بيرون كردند « عند الشدائد تذهب الاحقاد » ندانستند كه كار رسول بموافقت ايشان خلل نپذيرد و با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در مناظره و مجادله آمدند و گفتند : در بهشت نرود الّا آنكه جهود باشد يا ترسا و گفتهاند : معنى آنست كه جهودان گفتند كه در بهشت نرود الّا جهود . و ترسايان گفتند : در بهشت نرود الّا ترسا . [ تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ ] گفت : اى محمّد اين آرزوى ايشانست و آرزو سرمايهء احمقان است چنان كه امير المؤمنين على عليه السّلام ميگويد : لا تتّكل على المنى فانّها بضائع النوكى ، احمق مباش زيرك باش زيرك كيست آنكس كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : « الكيّس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من اتّبع نفسه و هواها و تمنّى على اللّه الامانىّ »
--> ( 1 ) - در برخى از نسخ : « به شوهر » .